ملا نصرالدين هميشه اشتباه مي‌كرد



ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملانصرالدين هميشه سكه نقره راانتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.


برچسب: ،

به اشتراک بگذارید
5 دیدگاه برای "ملا نصرالدين هميشه اشتباه مي‌كرد"
  1. ناشناس Says:

    سلام وب خوبی داری ایا تمایل داری مرا جز پیوند هایت قرار بدهی ممنون.

  1. ناشناس Says:

    من همان ناشناسم که وبم :doydono1.blogfa.com
    میباشد اکر خواستی مرا با نام همه چیز از همه جا و بار دیگر با نام کلاس 2/2 لینک کن.

  1. آفتاب Says:

    جالب بود!!
    خداوند نشسته و به استدلال مردم درباره عدم وجود خداوند لبخند مي‌زند!!

  1. نازی Says:

    سلام ممنون از حضور سبزت
    شادباشی

  1. seven Says:

    سلام

    ممنون که به کلبه کوچک ما هم سر زدی.

    وبلاگ خیلی زیبایی داری.

    موفق باشی